پنجشنبه 12 اردیبهشت 1387

شب گذشته بود که اتفاقی نگاهم به خبر بیست و سی افتاد و پخش سخنان آقا در این بخش خبری، سفرش به شیراز و سخنرانی در ورزشگاه حافظیه. احساس دلسوزی داشتم برای آقا، آقایی که به دنبال یک اشتباه سیاسی الان تا حدود زیادی به درماندگی افتاده. در ماندگی ای که نمود حال حاضر اون رو در شرایط سیاسی و اجتماعی بسته ایران می شه مشاهده کرد. آن زمان که هر صدای اعتراضی حتی در کوچکترین شکل آن با هجوم گسترده امنیتی های حاکم به سوی خود مواجه می شود. آنجا که دیگر تحمل و پذیرش سخن مخالف و حتی بالاتر از آن صدای اعتراض معیشتی و صنفی آحاد مختلف جامعه در آرام ترین آن قابل پذیرش نخواهد بود.

 

ادامه مطلب ...
پنجشنبه 29 فروردین 1387
 
سازمان ملل حرکت جدیدی را برای کمک به کودکان فقیر جهان شروع کرده است که بر اساس آن به ازای هر کلیک روی یک سایت معرفی شده، به یک کودک گرسنه در جهان غذا و یا یک کتاب می‌رسد.
با مشارکت در بخش اهدای کتاب به کودکان و یا برنامه تامین غذا WFP سازمان ملل متحد با کلیک بر روی  thehungersite بر روی دکمه زرد رنگ وسط صفحه کلیک کرده و به این ترتیب به ازای هر کلیک، کمپانیهای اسپانسر هزینه یک وعده غذای رایگان  و یا اهدای یک کتاب را برای کمک به کودکان را تامین می‌کنند.
 
دوشنبه 19 فروردین 1387

چند وقتی می شه که چیزی ننوشتم یعنی نمی خواستم که اینجا چیزی بنویسم.تا اطلاع بعدی هم فقط قسمت آنچه می گذرد از وبلاگم رو به روز می کنم.

 

سه شنبه 14 اسفند 1386

وب سایت "  ایران لیبرالیسم "  افتتاح شد. دراین سایت اینترنتی، تلاش و اهتمام اصلی بر این بوده است که دیدگاه های بزرگان و متفکران شناخته شده ایرانی مکتب لیبرالیسم به صورت اجمالی عرضه گردد، و نیز فضایی باشد برای انتشار و نقد آرا و اندیشه های فیلسوفان جهانی لیبرالیسم.

 

 لازم به ذکر است که این  پایگاه  اینترنتی، به هیچ وجه جنبه خبری نداشته و صرفا تحلیلی و تئوریک می باشد.

 

 امیدواریم در راه شناساندن هر چه بیشتر این مکتب فکری و سیاسی عالمگیر به هم میهنان عزیز و فارسی زبانان گرامی، گامی هر چند کوچک و ناچیز برداریم و در این راستا، دست تک تک علاقه مندان به همکاری را صمیمانه می فشاریم.

جمعه 10 اسفند 1386

چند گاهی است که سیاوش عزیز در وبلاگ زیبا و دوست داشتنی خودش دیالنفی مباحث گوناگونی را در ارتباط با مذهب مطرح کرده و می کنه. بخش عمده ای از این مطالب در ارتباط با احکام و دستورات دینی که در مواجه ی تنگاتنگ با وجود مختلف زندگی انسان است مطرح شده. احکامی که با نگاهی حتی کوتاه و گذرا می توان به بی پایه و اساس بودن آنها پی برد.

اما با وجودی که به هدف سیاوش جان در ارتباط با مطرح شدن این موضوعات اعتقاد دارم و آنها را مثبت ارزیابی می کنم اما در حال حاضر احساس من بر این است که این نوشته ها تنها وارد جنبه های سلبی شده است. هیچ گاه وکیل مدافع دین نبوده و نخواهم بود بلکه در جهت عکس آن نیاز به تغییر در رویکرد نسبت به مواجهه با دین و نگاه خودم به مقوله ی دین در جامعه ی امروز ایران دلیلی برای نگارش این نوشتار شد.

 

از دیدگاه من مذهب را در جامعه به صورت کلی می توان به بخش تقسیم کرد. دو جنبه ای که هر فعال سیاسی و اجتماعی می بایست با تفکر جامع در ارتباط با آنها به روش یابی مقابله با تاثیرات منفی هر کدام بپردازد.

آنچه که در لایه های سطحی جامعه ی امروز ایران و مشاهد ه ی ظاهری آن به نگاه ها پررنگ می آید مشتی احکام، دستورات، قوانین، مراسم و مذهبی و … است که در دوره ی زمانی مشخص تکرار می شود. مسائلی که می توان آن را جزء ابتدایی این تفکیک دانست.

و نتیجه ای که با مطالعه ی جزئی تر این جز به دست می آید همان علل گستردگی ، حجم بالای پرداختن به این امور و همه گیری آن است. این امر در یک ریشه یابی به دو علت نهایی ختم می شود.یکی بنیان گرفتن این امور از مفاهیمی بنیادین که همگان را به باورپذیری و عمل گرایی جزم اندیشانه در این راه سوق می دهد و دیگری که دلیل اساسی به نظر می رسد تلقین و تکرار مداوم این امور در زندگی روزمره این مردم است.

 

اما چرا این تلقین و تکرار عامل اصلی اصلی است ؟

اول آنکه ما در جامعه ی با خانواده های مذهبی زندگی می کنیم. این جامعه های کوچک به هر میزان هم که پلورالیست و آزاد اندیش باشند در امید وارانه ترین شرایط نام ظاهری مسلمان را بر خود نهاده اند.

و البته اینکه :

- در کمترین خانواده ی ایرانی یک جلد قرآن و یک جلد توضیح المسائل پیدا می کنید.حداقل کتب ایدئولوژیک و  البته پر قدرت ترین.

- ارتباط های فامیلی در بسیاری موارد تاثیرپذیر از جنبه های مذهبی است.

- ورود به جامعه فرد را با یک جامعه ی مذهب زده ی ظاهری روبه رو می کند هرچند به ضرب و زور حکومت.

- ابزار رسانه ای در دسترس کاملا و به شدت به مذهبی است.

- و بسیاری دیگر ...

 

چیزی که در رسیدن به این نتیجه اطمینان افزون است دست یازیدن به یک آزمایش ساده می باشد. سعی کنید بعضی از این احکام و دستورات و مراسم ها را در مورد یک فرد مورد بحث و بررسی قرار دهید؛ آنچه که مشاهده خواهید کرد تنها بی ریشه گی محض بسیاری از این اعمال در بسیاری افراد است.حتی در نگاهی ظاهری نیز می توان گستره ای وسیع از تغییرات را نسبت با این موضوعات در ارتباط با افراد مختلف و اعمال گوناگون مشاهده کرد. از عدم پرداخت به اعمالی چون نماز و روزه و ... تا جدیت اعجاب آور در برگزاری بعضی دیگر.

 

اما بخش دوم که علت اصلی و ریشه ای بسیاری از مسائل و مشکلات است، دیدگاه های بنیادی یک مذهب – بهتر بگویم مشترک در میان تمام ادیان - . تنها یک بار در ارتباط با دیگر افراد بیازمایید. سعی کنید به بت های مفهومی چون خدا، مفهوم معاد، پیامبر و یا دیگر مفاهیم اصلی اندیشه ی دینی در اذهان دیگران بتازید. اگر از شدت خشم شما را مورد هجوم لفظی و فیزیکی خود قرار ندهند حداقل آنکه خود عاملی خواهید شد برای جدایی از دیگران.

 

پرسشی که در این زمان پیش خواهد آمد آن است که اگر این مفاهیم به این شکل و با این پایه ی قدرتی حضور دارند چرا نمودی از آنها را در زندگی روزمره و شرایط جامعه – در بسیاری موارد- نمی توان مشاهده کرد؟

جواب ساده و در خود پرسش نهفته است و در یک واژه قابل اختصار:

 

روزمرگی

 

این مفاهیم مانند بسیاری مفاهیم دیگر – حتی شبیه به بسیار از مفاهیم و ارزش های مد نظر ما فعالان سیاسی – واجد اولویت دهی از نگاه مردم نیستند؛ لذا با بی تفاوتی، عدم تفکر جدی بیشتر به علت عدم نیاز واقعی و عینی از کنار آن ها می گذرند.

 

حال و با توجه به این موارد می بایست به کدام بخش پرداخت و از کجا تلاش برای تغییر را آغاز کرد؟

بی شک در ارتباط با مذهب و جامعه همواره می بایست یک اصل کلی را نصب العین قرار داد و آن جلوگیری از هجوم ایدئولوژیک مذهب به وجوه گوناگون و متفاوت جامعه است. هرچند این هجوم در ابتدا و اصالتا از همان ریشه های بنیادین سرچشمه می گیرد و حتی در شرایط ایدآلی چون لائیسیته نیز کارکرد ها ی منفی خود را حفظ می کند؛ اما شرایط و احوال حال حاضر جامعه چنان نیست که بتوان برای این رزم لشکر کشید چرا که نتیجه ی آن جز هزیمت نیست.

دیدگاه این نوشتار به آن است که از آنجا بیاغازیم – اگر تصمیم به تغییر است- که در ارتباط با از بنیان گسسته ها و بی پشتیبانان اعتقادیست. یعنی از همان احکام قوانین و دستورات و این همان کاری است که در وبلاگ دیالنفی سیاوش عزیز انجام می دهد؛ قرار دادن جامعه در یک خلا ، جدایی از اعتقادات کهنه و پوسیده و واداشتن به تفکر.

 اما به شیوه ای بهتر نیز می توان به این امر پرداخت. پرداختن به احکامی که مغز های اندیشه مند! قدیم و جدید بافته اند و چندان بازخوردی در جامعه و در ارتباط با زندگی فردی و جمعی ندارد مفید نخواهد بود.تفکراتی که زنده شدن دوباره ی آنها کمکی شایان نخواهد بود. بایست به جلو حرکت کرد.

آیا به نظر نمی رسد که می بایست این بار به مواردی جدی تر چون امام زادگان، جمکران، مراسم های عزاداری و احکام نافذ اما به خلاف عقل و منطق پرداخت؟

به آن نیست که جدی تر و ریشه ای تر به این دستورات تلقینی تثبیت شده در اذهان مردم رسیدگی کرد تا اذهان افراد را از ویروس های مرگ بار تولیدی کارخانه ی مذهب پاک سازی کرد؟

شاید نمونه ی نه چندان گسترده ی این نگاه تازه را در کمپین بتوان مشاهده کرد. اما اگر تلاش برای تغییر است نیاز به تعیین راه کارهای تازه و متناسب با احوال جامعه ی امروز است.

 

و سیاوش عزیز اگر رک گویی می کنم منو بخش؛ ارزش دیالنفی بالاتر از این اراجیف، بنویس با قلم شیوای خودت بنویس،خیلی وقته چیزی ازت نخوندیم...